نظام استخدامی در آموزش و پرورش نیازمند تغییر است

زرافشان در گفتگوی اختصاصی با مرکز رصد کنکاش: بجای استخدام رسمی می‌توان از استخدام‌های پیمانی استفاده کرد. در عین حالی که باید امنیت شغلی معلم حفظ شود، نباید این امنیت شغلی در حد افراطی باشد که معلم هیچ احساس خطری نداشته باشد. چنانچه اگر راندمان آموزشی او پایین بود، با کوچکترین فشاری به دیوان عدالت شکایت کند. زیرا آموزش و پرورش در آنجا از پیش محکوم است.

0
76

آنچه مسئولین آموزش و پرورش اعلام می‌کنند تا چند سال آینده آموزش و پرورش با کمبود نیروی انسانی شدیدی مواجه خواهد شد. به نظر شما راه مقابله با این بحران چیست؟

جبران کمبود نیروی انسانی با موانعی روبرو است. بخشی از موانع به دستگاه‌های بیرونی مربوط می‌شود. طبق قانون خدمات کشوری، آموزش و پرورش از امور حاکمیتی محسوب می‌شود و باید به ازای هر یک نفر که از سیستم خارج می‌شود یک ردیف استخدامی در نظر گرفته شود. در سال گذشته ۶۰ هزار نفر در آموزش و پرورش بازنشست شدند اما ما به ازای آن ردیف استخدامی لحاظ نشد.

مسئله‌ی دیگر این است که استاندارد مشخص و مورد توافقی در خصوص نسبت نیروی ستاد به صف وجود ندارد. به دنبال نبود یک شاخص بعضاً تحلیل‌های نادرستی ارائه می‌شود تاجایی که مسئولین سازمان امور استخدامی تعداد معلمان را مازاد بر نیاز اعلام می‌کنند.

بخش دیگری از موانع مربوط می‌شود به اینکه مسئولان آموزش و پرورش از ظرفیت‌های قانونی خود نظیر ماده صد و سه قانون خدمات کشوری استفاده نمی‌کنند. طبق این قانون یک فرد دارای مدرک لیسانس می‌تواند تا ۶۰ سالگی خدمت کند. بنابراین آموزش و پرورش می‌تواند شرایط را برای ادامه خدمت علاقه‌مندان مهیا کند و با این اقدام شیب تند خروج نیروی انسانی را ملایم‌تر کند.

یکی از راه‌های دیگر جبران کمبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش، تنوع در روش‌های جذب است. با ظرفیت‌های محدودی که دانشگاه فرهنگیان از لحاظ فضای فیزیکی و تعداد اعضای هیئت علمی دارد؛ نمی‌توان تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش را تنها به آن واگذار کرد. طبق استانداردی که وزارت علوم مشخص کرده است دانشگاه‌ها باید به ازای هر یازده دانشجو یک عضو هیئت علمی تمام وقت داشته باشند. امسال دانشگاه فرهنگیان ۴۲ هزار دانشجو جذب کرده است؛ آیا ظرفیت هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان پاسخگوی این تعداد هست؟

بنابراین عبور از این بحران با یک راه حل امکان پذیر نیست. همه ظرفیت‌های اساسنامه دانشگاه فرهنگیان باید به کار گرفته شود. ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان برای چنین مواقعی پیش‌بینی شده است یعنی اگر گرفتن دانشجوی چهار ساله، ظرفیت‌های ما را معطل نگه می‌دارد باید از فارغ‌التحصیلان سایر دانشگاه­ها استفاده کرد و بعد از برگزاری آزمون و سپری کردند یک دوره آموزشی یکساله، آنها را در کلاس­های درس به خدمت گرفت.  استفاده از این ماده به معنای دور زدن دانشگاه فرهنگیان یا ناکارآمدی نظام تربیت معلم نیست بلکه تأمین ۶۰۰ هزار نیرو از طریق دانشگاه فرهنگیان امکان پذیر نیست. برای مثال فنلاند نیروی معلم خود را از فارغ التحصیلان دانشگاه‌های مختلف می‌گیرد ولی کارهای آموزش معلمی خود را خوب انجام می‌دهد و حرفه­ای­ترین معلمان دنیا را تربیت می‌کند.

یکی از مسائل دیگری که باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد و شما هم در این نسخه از خبرنامه پرسا[۱] به آن پرداختید تجمیع مدارس کوچک است. وزیر آموزش و پرورش باید به رئیس نوسازی اعلام کند دیگر کلنگ هیچ مدرسه کوچکی را نزند. این مدارس دردسرهای زیادی برای آموزش و پرورش ایجاد کرده‌اند. این مسئله در اسناد بالادستی نیز مورد تأکید واقع شده است. در زیرنظام تأمین فضا و تجهیزات ذکر شده که مجتمع آموزشی حداقل باید سیزده تا پایه و هر پایه دو کلاس ۳۰ نفره داشته باشد. البته این را باید پذیرفت در تربیت مدیر ضعیف عمل کرده‌ایم. بعنوان مثال مدرسه رازی قبلاً ‌یک مدیر مجتمع با چند تا مدیر داخلی داشت. اما چون مدیر توانمند برای اداره آن نداشتیم، آن را جدا جدا کردیم؛ در واقع تبدیل به مدرسه قابل مدیریت کردیم.

 

شما در خصوص روش‌های مختلف جذب معلم صحبت کردید سوال بعدی بنده در خصوص ارزیابی عملکرد معلمان بعد از جذب است. در کشور فنلاند معلم هر پنج سال یکبار مورد سنجش قرار می­گیرد. ما در سند هم چنین نظاماتی پیش بینی کرده‌­ایم. اما چرا به این سمت نرفتیم؟

کشور فنلاند ابتدا افراد توانمند را جذب می‌کند؛ سپس آن‌ها را آموزش حرفه‌ای می‌دهد و در طول خدمت بصورت مستمر آن‌ها را ارزیابی می‌کند. اگر معلمی در این فرایند صلاحیت­ خود را از دست داد؛ عذر او را می­خواهند. اما در ایران تا سی سال او را نگه می­­دارند.

باید در نظام استخدامی آموزش و پرورش تجدید نظر کرد. به‌عنوان مثال بجای استخدام رسمی می‌توان از استخدام‌های پیمانی استفاده کرد. در عین حالی که باید امنیت شغلی معلم حفظ شود، نباید این امنیت شغلی در حد افراطی باشد که معلم هیچ احساس خطری نداشته باشد. چنانچه اگر راندمان آموزشی او پایین بود، با کوچکترین فشاری به دیوان عدالت شکایت کند. زیرا آموزش و پرورش در آنجا از پیش محکوم است.

البته این راه هم بگویم که متأسفانه عده‌ای، وزارت آموزش و پرورش را با وزارت کار اشتباه گرفته‌اند. آموزش و پرورش مسئول تأمین شغل نیست. اگر ما به دنبال کیفیت هستیم، باید ببینیم که ورودی‌هایمان چگونه خواهد بود. از موقعی که بنده خاطرم هست؛ نمایندگان مجلس هر چند وقت یک بار و به گفته خودشان برای آخرین بار قانونی تصویب و چهل هزار نفر را یک مرتبه وارد آموزش و پرورش می‌کنند. با این وضعیت تأمین نیروی انسانی، نمی‌توان انتظار کیفیت داشت. البته من جسارت نمی‌کنم، من دست همه معلم‌ها را می‌بوسم به خاطر اینکه اگر این‌ها نبودند؛ دستاوردهای فعلی آموزش و پرورش حاصل نمی‌شد.

بنابراین باید یک بسته آموزشی لحاظ شود که در آن شیوه جذب و استخدام، سنجش صلاحیت و ارزیابی عملکرد وجود داشته باشد. باید نظام جذب، توانمندسازی و نگه­داشت نیروی انسانی ما متناسب با انتظارات کیفیت بخشی در آموزش و پرورش باشد. منتها همه این‌ها را به خصوص در قسمت معلمان اجرا شدنی نیست. چون مجامع معلمان بیشتر مدافع معلمان هستند تا دانش آموز و کیفیت یادگیری و آموزش و پرورش.

[۱]پرسا ۹۵

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here